مرتضى راوندى

532

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

كم مايه و بىپيشينه ، در تاريخ ارجى و در سراى زمانه ، دوامى نخواهند داشت . فرهنگ مداران رژيم گذشته يا عيب كار را نمىديدند يا از مطلب پرت بودند و يا در ايجاد اين هرج‌ومرج تعمّد داشتند ، ميدان دادن به ابتذال ، نداشتن سياست علمى و صحيح هنرى و فرهنگى ما را نه امروز و نه فردا به جايى نخواهد رسانيد ، ما زودتر از ژاپونيها به « تسخير تمدن فرنگى » ( به گفته دكتر شادمان ) دست زديم و زودتر از آنها ( دار الفنون ) خود را ساختيم ، ولى آنها كجايند در اين دير تحيّر و ما كجا ؛ و حال آنكه ما به سبب آنكه زمانى از بانيان « رنسانس شرق » بوديم و پيش از رستاخيز علم و ادب در اروپا ، اعجوبه‌هاى علم و هنر خود از قبيل : بيرونى ، رازى ، ابن سينا ، فردوسى ، نظامى ، خيام و سعدى را به تاريخ تقديم كرده‌ايم و با غرب هم قرابت مدنى ، نژادى و جغرافيايى داشته‌ايم ، و مىبايست پيشتر بتازيم . . . ولى ما هرگز در تسخير تمدن جديد داراى اسلوب سنجيده‌يى نبوده‌ايم . . . به هر صورت بايد ايرانى از تلاش ارزندهء نياكان خويش ، اين بانيان گنبدهاى پرنقش و نسيج‌هاى زرطراز ، و غزلهاى آهنگين و افسانه‌هاى دلنشين ، و انديشه‌هاى ژرف فلسفى و عرفانى و نستعليقهاى چشم‌نواز و پرده‌هاى دل‌انگيز موسيقى و طرحهاى جادويى مينياتور و غيره و غيره باخبر شود ؛ تمام وسايل تمدن امروزى بايد به اين معرفى ، به اين عرضه داشت كمك كند ، شيوهء عرضه داشت يك فرهنگ كهنه نيز بايد طورى باشد كه آن را براى مردم امروز مطبوع و مفهوم گرداند . بگذار ايرانى بداند كه تنها يكى از بزرگترين ذخائر نفت عالم در سرزمين او نيست ، بلكه يكى از سرشارترين ذخائر تمدن عتيق و قرون وسطايى نيز از آن اوست و بگذار بر پايهء اين دو ثروت ، ثروت مادى و ثروت معنوى بشكفد ، ببالد و به شادى مردم خود و در دوستى با مردم كشورهاى ديگربار ديگر بلند آوازه شود و زنجيرهاى هر نوع اسارتى را بگسلد و فضيلت بشرى و قومى خويش را دريابد . » « 1 » عوامل تاريخى كه در بيدارى و رشد فكرى و اجتماعى ايرانيان مؤثر بوده است با اينكه روابط و مناسبات سياسى بين ايران و اروپا از دورهء صفويه آغاز شده است ، ولى از دورهء سلطنت فتحعليشاه به علل سياسى و اقتصادى اين روابط دوام و استقرار يافته است . در ايامى كه انگلستان در سرزمين هند به تلاشهاى استعمارى خود ادامه مىداد ، در آسيا خطر بزرگ ديگرى موجب آشفتگى خيال زمامداران انگليس گرديد ، به اين معنى كه

--> ( 1 ) . مسائلى از فرهنگ و هنر و زبان ، پيشين ، از ص 139 تا 151 ( به اختصار ) .